سبد خرید

ویژه

دانلود کتاب شکست عادت های کهنه Breaking The Habit of Being Yourself

دسته: , ,
موجودی: موجود در انبار

5,000 تومان100,000 تومان

پاک کردن
مقایسه
خرید از آمازون شناسه محصول: A001

خلاصه و معرفی کامل کتاب شکست عادت های کهنه Breaking The Habit of Being Yourself

در این پست از پایگاه خرید کتاب الکترونیکی لاتینو بوک با معرفی و دانلود کتاب شکست عادت های کهنه Breaking The Habit of Being Yourself همراه شما عزیزان هستیم.

برخلاف  کتاب “قدرت عادت”  از چارلز داهیگ که به طور کلی در مورد شکل گیری و ترک عادت صحبت می کند، دکتر جو دیسپنزا در کتاب شکست عادت های کهنه فقط در مورد یک عادت صحبت می کند. عادت شماره یک که باید آن را ترک کنیم عادت شکستن خود قدیمی بودن است: چگونه می توانیم ذهن خود را تغییر دهیم و عادت جدید ایجاد کنیم.

در این کتاب انتظار میرفت که به مفاهیم و اصول مشابه “قدرت عادت ” اشاره شده باشد اما کاملا متفاوت است. دیسپنزا رشته های فیزیک کوانتوم، علوم اعصاب، مغز، زیست شناسی و ژنتیک را با هم ترکیب می کند تا تمام توانایی های انجام شده با ذهن و نتایج خود را نشان دهد.

این کتاب به 3 قسمت تقسیم شده است. در ابتدا، درباره این که چه چیزی باعث می شود کاری را انجام دهیم و چگونه فکر میکنیم. دوم، شما خواهید آموخت که چگونه مغز و مراقبه می توانند به طور مستقیم بر روی اینکه در آینده چه کسی می شویم تأثیر بگذارند. سوم، شما یاد خواهید گرفت که چه کاری باید انجام دهید و چگونه این کار را انجام دهید تا روند شکستن خود قدیمی و ایجاد شخصیت جدید شما شروع شود.

نظر مارتین (خواننده کتاب) درباره "شکستن عادت های خود بودن"

با کلماتی مانند فیزیک کوانتوم، جهان، امواج، انرژی و حتی مراقبه می توانم ببینم که چگونه این امر می تواند برای بسیاری از افراد تاثیر گذار باشد. نمی گویم که من 100٪ از کل فیزیک کوانتوم یا مفاهیم جهان را باور دارم اما این چیزی نیست که من بدنبال آن هستم.

قصد من هنگام خواندن این کتاب این بود که یاد بگیرم چگونه می توانم از راهکارها و تکنیک های خاصی برای بهبود زندگی ام استفاده کنم. با توجه به این نکته، مفاهیم عمیق بسیار زیادی در این کتاب وجود داشت که من فقط مفاهیمی را برداشتم که فکر می کردم می توانند به من کمک کنند.

شبیه بسیاری از چیزهایی که از طریق علوم اعصاب آموختم، بزرگترین ایده ای که از این کتاب گرفتم این است که همه چیز با فکر و خیال ما شروع می شود. تا زمانی که مدام به این فکر کنیم که چه کسی هستیم، همیشه همان خواهیم بود. اما اگر بتوانیم از راهکارهای این کتاب استفاده کنیم و تصور کنیم که یک فرد جدید هستیم، سلول های عصبی، سلول ها، واکنش شیمیایی، امواج انرژی و… به ما کمک می کند تا در فرد جدید ظاهر شویم.

من همچنین عاشق این هستم که چگونه دکتر جو دیسپنزا قسمت 3 را درباره “چگونگی” کمک کرده است. دو بخش اول برای متقاعد کردن و آموزش همه چیزهایی که باید بدانیم طراحی شده است اما بخش 3 برنامه عملیاتی است که می توانیم همراه او برای استفاده از مفاهیم انجام دهیم. همانطور که وسوسه انگیز است، توصیه من به شما هنگام خواندن این کتاب این است که از قسمت 3 عبور نکنید زیرا قسمت های 1 و 2 اصول اولیه هستند. قبل از شروع به کار کردن، ابتدا باید بفهمیم که همه چیز چگونه کار می کند.

کتاب Breaking The Habit of Being Yourself را به چه کسی توصیه می کنیم؟

از آنجا که این کتاب درمورد ترک عادت های بد قدیمی و ایجاد عادت های جدید توانمندساز برای آینده بهتر است، من این کتاب را به هرکسی که به سادگی می خواهد خود را بهتر کند توصیه می کنم. با این حال، اگر نسبت به علوم اعصاب،  انرژی، مدیتیشن و به طور کلی قانون جذب شک دارید، ممکن است این کتاب برای شما مناسب نباشد. من نمی گویم آنچه او می آموزد درست نیست، فقط می گویم كه ممکن است در مورد شما تاثیر گذار نباشد.

اگر دوست دارید کتاب را مطالعه کنید، در زیر به مطالعه ادامه دهید. من خلاصه و یادداشت های مطالعه خود را در زیر به اشتراک می گذارم. این قسمت به این دلیل طراحی شده است تا به شما کمک کند بدون اینکه کتاب را بخوانید، احساس کنید کل کتاب را خوانده اید و مفاهیم اصلی را درک کرده اید. در زیر 5 ایده برتر کتاب را شرح می دهم.

خلاصه کتاب Breaking The Habit of Being Yourself: How to Lose Your Mind and Create a New One

ایده شماره 1: برای تغییر زندگی خود، افکار خود را تغییر دهید

این ایده در واقع در اولین فصل کتاب است. دکتر جو دیسپنزا شروع می کند به توضیح اینکه چگونه باورها یا افکار ما منجر به احساسات ما می شود و منجر به عملکرد ما می شود که در نهایت منجر به نتایج ما می شود. این دقیقاً همان مفهوم “TFAR” در کتاب “ذهن میلیونر” نوشته T. Harv Eker است. با این حال، دکتر جو دیسپنزا به جای مثال های عملی ساده، از مفهوم فیزیک کوانتوم و سایر مفاهیم فیزیک برای اثبات این موضوع استفاده می کند.

 

اساساً همه چیز در جهان فیزیکی از ذرات زیر اتمی مانند الکترون تشکیل شده است. این ذرات به عنوان پتانسیل خالص وجود دارند. آنها در حالت موجی قرار دارند که مشاهده نمی شوند. این ذرات “همه چیز” بالقوه و “هیچ چیز” هستند تا زمانی که مشاهده شوند. از این رو همه چیز در واقعیت فیزیکی ما به عنوان یک پتانسیل محض وجود دارد.

 

منظور دیسپنزا از “مشاهده” شدن این است که ما فعالانه بدنبال آن نباشیم. اما وقتی آن را دیدیم و “مشاهده” کردیم، می توانیم بر اساس آن عمل کنیم.

در نهایت به این معنا است که میدان کوانتومی یا جهان برای این ماده حاوی یک واقعیت در هر چیزی است که شما می خواهید. بنابراین اگر می خواهید میلیونر شوید، جهان حاوی یک واقعیت است که در آن شما یک میلیونر هستید. و از آنجا که آگاهی ما بر روی انرژی تأثیر دارد، ما به اندازه کافی قدرت داریم که می توانیم روی ماده تأثیر بگذاریم.

 

اکنون، کل هدف استفاده از این مفهوم فیزیک کوانتوم اثبات تنها یک نکته است. ما می توانیم بر مهارت های مشاهده خود تسلط داشته باشیم تا عمداً بر سرنوشت، زندگی و نتایج خود تأثیر بگذاریم. در این حالت ، دسپینزا از “مشاهده” استفاده می کند به این معنی که ما می توانیم بر آنچه “تمرکز” می کنیم تسلط پیدا کنیم تا نتایج خود را تغییر دهیم. به نقل از هنری فورد:

“اگر فکر کنی می توانی، یا فکر کنی نمی توانی، در هر دو صورت درست می گویی” – هنری فورد

به عنوان مثال، من دوستی داشتم که در کارش کاملاً بدشانس بود. او خواهان افزایش حقوق بود اما فکر نمی کرد که لیاقت آن را دارد بنابراین هرگز نمی پرسید. یک ماه بعد، اتفاقی در محل کار افتاد و بخاطر کاری که انجام نداد سرزنش شد. خیلی ناراحت بود و فکر می کرد که ماندن در این شغل به خاطر حقوقی که می گیرد ارزشش را ندارد. بنابراین خواست که شغلش را ترک کند. اما قبل از ترک این کار ابتدا خواستار افزایش حقوق شد زیرا چیزی برای از دست دادن نداشت. در کمال تعجب، رئیس او در واقع 10٪ افزایش حقوق به او داد. او خوشحال شد و سرانجام سیگار را ترک کرد.

تغییر ناگهانی در اندیشه های وی برای تصور اینکه خود را شایسته افزایش حقوق می داند – تغییر در مهارت “مشاهده” ، توانایی تغییر “تمرکز” او بود. او ابتدا بر این موضوع تمرکز کرد که ارزش افزایش حقوق را ندارد تا به این واقعیت بپردازد که شغلش ارزش ماندن وی را ندارد. دیسپنزا می گوید که پتانسیل دریافت این افزایش حقوق همیشه در کار بوده است.

در حقیقت، حتی اگر در این شغل این مقدار را دریافت نکند، هنوز یک وضعیت بالقوه در جهان وجود دارد که می تواند 10٪ افزایش حقوق دریافت کند. شاید این اتفاق از طریق کار دیگری بوده باشد. هرچه بخواهید، پتانسیل آن وجود دارد. تنها حلقه مفقوده این است که آیا ما توانایی “مشاهده”، تغییر “تمرکز” خود را برای نگاه کردن به آن داریم یا نه.

ایده شماره 2: آینده جدید مورد نظر خود را در حال حاضر زندگی کنید

دیسپنزا به ما می آموزد که مغز ما فرقی بین دنیای داخلی (آنچه در ذهن خود تصور می کنیم) با آنچه در محیط خارجی تجربه می کنیم نمی داند. یعنی افکار ما می توانند به تجربه ما تبدیل شوند. این همان چیزی است که ناپلئون هیل در کتاب خود بیاندیشید و ثروتمند شوید. دلیل اینکه فکر می کنیم چگونه فکر می کنیم و آنچه را که انجام می دهیم انجام می دهیم مربوط به آنچه که هستیم نیستیم.

به یاد داشته باشید، ما فقط به خاطر افکار خود عمل می کنیم. این مفهوم بسیار مهم است زیرا همانطور که در بالا ذکر شد، می توانیم تصور کنیم که شخصی کاملا متفاوت هستیم. ما می توانیم زندگی موفق تر را با اعتماد به نفس بیشتر، با دوستان بیشتر و … تصور کنیم. این مفهوم بسیار مشابهی از “تصویر جدید خود” توسط ماکسول مالتز در کتاب روان سایبرنتیک است.

 

هنگام توضیح این نوع مفاهیم، دوست دارم آن را بیشتر تجزیه کنم. به زبان عامیانه، اگر می توانید موفقیت و هر آنچه را که شامل می شود با جزئیات واضح تصور کنید ، حتی به میزان پول و ساختار خانه. و آن زندگی را در زمان حال زندگی کنید، بدین معنا که بدون توجه به شرایط خود، در حال حاضر آن موفقیت را زندگی کنید، آن را تجربه خواهید کرد.

به عنوان مثال اگر می خواهید میلیونر شوید. به این فکر کنید که یک میلیونر چگونه فکر می کند، عمل می کند، صحبت می کند، خانه اش چگونه به نظر می رسد و… . ابتدا به این ترتیب عمل کنید. و شما به آرامی پتانسیل کوانتومی میلیونر بودن خود را به زندگی خود جذب خواهید کرد. این مثل این است که ابتدا شما باید یک نوع میلیونر باشید تا در واقع میلیونر شوید.

 

مثالی دیگر این است که اگر می خواهید سخنران عمومی شوید. ابتدا خود را مانند سخنرانان در نظر بگیرید و آرام آرام فرصت بیشتری برای سخنرانی در جمع را خواهید داشت. همه چیز در مورد تغییر تمرکز ما برای تبدیل شدن به “ناظران” بهتر است تا بتوانیم هدف خود را در زندگی خود جذب کنیم.

 

به یاد داشته باشید که در آینده زندگی نکنید بلکه آن را به زمان حال بیاورید. آن را در زمان حال زندگی کنید و احساسات را احساس کنید، خوشبختی را احساس کنید و همه چیزهایی را که با آن همراه است احساس کنید. مهمتر از همه، مانند زندگی در آینده اما در حال حاضر رفتار و فکر کنید. بنابراین وقتی گزینه ها پیش می آیند و شرایط به وجود می آیند، با آنها برخورد کنید گویا آینده ای که با آنها روبرو هستید.

ایده شماره 3: سه مغز: از تفکر و عمل تا خلق

ما سه مغز داریم. اولین مغز Neocortex (نوروکورتکس) است که مسئول افکار ما است. مغز دوم مغز لیمبیک است که مسئول احساسات ما است. مغز سوم مخچه است که مسئول افکار، نگرش ها و رفتارهای عادی ما است.

فرآیند یادگیری

اول، ما به مفهوم جدید فکر می کنیم، سپس بر اساس مفهوم جدید عمل می کنیم. هنگامی که به اندازه کافی به آن عمل کردیم ، می توانیم شخص جدید باشیم. به عنوان مثال ، شما دیگر نمی خواهید مزاج داشته باشید بنابراین در عوض می خواهید بیاموزید که چگونه دلسوزانه تر باشید. بنابراین خود را در مطالعه افراد دلسوز مانند مادر ترزا و دالایی لاما غرق می کنید. همه چیز درباره چگونگی تفکر ، عمل و آنچه اعتقاد دارند. اکنون شما دقیقاً می دانید که چگونه مانند آنها فکر کنید.

 

مرحله دوم پس از تفکر؛ عمل است. بنابراین شرایطی پیش می آید که شریک زندگی شما کاری را انجام می دهد که شما به شدت از آن متنفرید. اگرهمان شخص قدیمی بودید، شما بحث می کردید. اما از آنجا که شما فقط نحوه دلسوزی را مطالعه کرده اید، در عوض شروع به ترحم می کنید. در این مرحله، دیسپنزا توضیح می دهد که عمل انجام به ما نشان می دهد آنچه را ذهنمان یاد گرفته به بدن خود یاد می دهیم. بنابراین اولین قدم برای یادگیری ذهن بود. این مرحله دوم برای یادگیری بدن است.

 

اما رفتار دلسوزانه فقط در یک موقعیت لزوماً شما را به یک فرد دلسوز تبدیل نمی کند. بنابراین آنچه شما باید انجام دهید این است که آن را به طور مکرر انجام دهید. فقط وقتی به اندازه کافی مکرراً دلسوزانه رفتار کنید، به سمت دلسوز بودن می روید. در این مرحله، دیسپنزا توضیح می دهد که دیگر لازم نیست به دلسوز بودن فکر کنید، بلکه همینطور هستید. بودن وقتی است که بدن شما بدون نیاز به سیگنالی از ذهن عمل می کند. طبیعی ، عادی ، طبیعت دوم و ناخودآگاه است.

 

وی فراتر از این می گوید که تسلط بر وجود زمانی است که حالت شیمیایی درونی ما بیش از هر چیز در دنیای خارجی ما باشد. این مهم نیست که چند بار کسی دکمه های شما را فشار می دهد یا مهم نیست که خانه چقدر نامرتب به نظر برسد، از آنجا که می خواهید دلسوز باشید، هیچ چیز در محیط خارجی شما نمی تواند شما را عصبانی کند.

 

و مسئله این است که این ممکن است برای شما خارجی به نظر برسد. گویی دستیابی به “تسلط” کاری بسیار دشوار است. اما حقیقت این است که ما به سطح تسلط رسیده ایم. نه فقط در صفاتی که ممکن است دوست داشته باشیم. در حقیقت دیسپنزا می گوید: “اگر می توانید بر رنج تسلط یابید، می توانید به راحتی به شادی نیز تسلط یابید” – دکتر جو دیسپنزا برای نشان دادن این مسئله باید این مثال را از کتاب برای شما بیاورم که به نظر من این مسئله را به خوبی نشان می دهد و در عین حال خنده دار است .

 

“اگر می توانید بر رنج تسلط یابید، می توانید به راحتی به شادی نیز تسلط یابید”

دکتر جو دیسپنزا

ایده شماره 4: شکاف هویتی

دیسپنزا این فصل از کتاب شکستن عادت های کهنه را با گفتن اینکه قبل از همه اینها چه شخصیتی داشت شروع می کند.

او پول داشت، شغلش را داشت، برای تدریس به دور دنیا سفر می کرد و خانواده ای عالی داشت. از بیرون به نظر می رسید زندگی اش عالی است. اما او حتی نمی دانست چرا داشتن این زندگی کامل او را خوشحال نمی کند. و هیچ کاری با سپاسگزار بودن آنچه که داشت انجام نمی داد. این واقعیتی بود که در دو هویت او فاصله زیادی وجود داشت.

 

دیسپنزا توضیح می دهد که همه دو هویت دارند: اولین هویت این است که چگونه خود را می بینید. دوم هویت نحوه ظاهر شدن شما برای دیگران است. یک شکاف وجود دارد زیرا ما معمولاً نمی خواهیم دیگران ببینند که ما واقعاً چه کسانی هستیم. بنابراین مثل این است که ما این جبهه را می گذاریم و دو هویت داریم.

مسئله این است که هویت دوم در واقع توسط ما ایجاد شده است تا اولین هویت خود را پنهان کنیم. اما اکنون و سپس اولین هویت (هویت واقعی ما) ظاهر می شود و ما سعی می کنیم با تغییر دنیای خارجی خود، آن را بیشتر سرکوب کنیم. اما آنچه در واقع باید انجام دهیم تغییر دنیای داخلی ما است. دیسپنزا خوشبختی را به عنوان بستن این شکاف تعریف می کند.

این شکاف ایجاد شده است زیرا بسیاری از ما، لایه های عاطفی مانند بی لیاقتی، عصبانیت، ترس، شرم، اعتماد به نفس و احساس گناه را به خاطر سپرده ایم. از این رو هدف زندگی ما از بین بردن این شکاف است. تا نشان دهیم که واقعاً چه کسانی درون ما هستند. این همان چیزی است که ما را در نهایت تحقق می بخشد. ابراز وجود، خوشبختی ایجاد می کند. و ما می توانیم این کار را با یادگیری و به خاطر سپردن این حالت های عاطفی انجام دهیم.

ایده شماره 5: شکستن عادت خودتان از طریق مراقبه

دیسپنزا توضیح می دهد که یکی از اهداف اصلی مراقبه، فراتر رفتن از ذهن آگاه و ورود به ضمیر ناخودآگاه است، به منظور تغییر عادت های خود تخریبی، رفتارها، اعتقادات، واکنش های عاطفی، نگرش ها و حالت های ناخودآگاه وجودی. یعنی ما می توانیم از انجام کار صرف نظر کنیم و مستقیماً از فکر به وجود برویم.

 

قدرت مراقبه در واقع به ما اجازه می دهد تا در درون خود مشاهده بیشتری داشته باشیم. به ما امکان می دهد پیوند عاطفی خود را با بدن، محیط و زمان قطع کنیم. این به “شکستن عادت های خویش” کمک می کند و به ایجاد افکار و احساسات جدید که با آینده جدید شما همخوانی دارد کمک می کند. در واقع می توانیم از قسمت بازیگری بگذریم و فقط با مدیتیشن به وجود بیاییم.

 

از این رو قسمت 3 کتاب شامل راهنمای گام به گام مراقبه است. یک برنامه 6 هفته ای است که دکتر جو دیسپنزا ابزار، منابع، نحوه کار و دلیل همه چیز را به اشتراک می گذارد. برخلاف کتاب های دیگر که فقط مفاهیم و برنامه های عملی کمی دارند.

جمع بندی کتاب شکست عادت های کهنه

همانطور که مشاهده می کنید کتاب شکستن عادت های کهنه مفاهیم کاملاً فلسفی را مرور می کند. من کتابهای مشابه بسیاری مانند روان سایبرنتیک، فکر و ثروتمند شدن، اسرار ذهن میلیونر و جادوی تفکر بزرگ را خوانده ام فقط به ذکر چند کتاب. همه آنها دارای یک مفهوم مهم هستند که اقدامات و نتایج همه از افکار ما شروع می شود.

 

شکست عادت های کهنه فقط عباراتی مانند “افکار خود را تغییر دهید تا زندگی خود را تغییر دهید” نمی گوید ، درعوض مفاهیم مختلفی از فیزیک، زیست شناسی، علوم اعصاب و بسیاری دیگر را اثبات می کند تا ثابت کند که موضوع فقط فلسفی نیست بلکه در عوض یک حقیقت است. واقعیتی که افراد زیادی از آن استفاده نمی کنند.

برنامه عملی در کتاب شکستن عادت های کهنه

سه ویژگی برتر جدید خود را انتخاب کنید. به عنوان مثال دلسوز بودن، جسور بودن و با اعتماد به نفس تر بودن. با تحقیق در مورد چهره های مشهوری که این ویژگی ها را دارند خود را غرق مطالعه چگونگی این می کنید.

آن 3 ویژگی را امتحان کنید. هر زمان فرصت پیدا کردید، از خود بپرسید “یک فرد دلسوز چه کاری می تواند انجام دهد؟” و این کار را انجام دهید این کار را به اندازه کافی انجام دهید تا جایی که دیگر نیازی به یادآوری آگاهانه آن نداشته باشید. این کار را برای هر 3 ویژگی انجام دهید.

سه مورد از بدترین ویژگی های خود را یادداشت کنید. 3 ویژگی را که در مورد خودتان دوست ندارید انتخاب کنید؛ می تواند شامل اعتقاداتی در مورد خودتان باشد. باورهایی مانند من به اندازه کافی خوب نیستم. برای یادگیری آن، هرچند کوچک اقدام کنید تا ثابت کنید که به اندازه کافی خوب هستید. و وقتی این کار را انجام دادید، آگاهانه آنها را یادداشت کنید تا بتوانید آن را به خاطر بسپارید. هنگامی که این بانک نمونه را ایجاد کردید که در آن به خود ثابت کردید که به اندازه کافی خوب هستید ، آرام آرام باور قدیمی شما از بین می رود.

 

من حدس می زنم آخرین حرف من در این مورد این است که اگر شما تمایل دارید که ذهن باز داشته باشید و به جای اینکه هر چیز کوچکی را انتخاب کنید، نسخه الکترونیک این کتاب را برای آنچه که در آن است مطالعه کنید و در واقع از استراتژی هایی که به اشتراک می گذارد استفاده کنید، من مطمئن هستم که تأثیرآن در زندگی شما مثبت خواهد بود. نسخه زبان اصلی و pdf کتاب شکستن عادت های کهنه را بخوانید تا به یک فرد جدید تبدیل شوید.

نويسندگان

Joe Dispenza Dr.

سال

2012

ناشر

Hay House

فرمت

چاپی, PDF

موضوع

Psychology

زبان

انگلیسی

تعداد صفحات (تقریبی)

384

حجم فایل

4MB

نسخه کتاب

چاپی, دانلودی, هر دو : چاپی و دانلودی

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “دانلود کتاب شکست عادت های کهنه Breaking The Habit of Being Yourself”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پرسش و پاسخ از مشتریان

هیچ پرسش و پاسخی وجود ندارد ! اولین نفری باشید که درباره این محصول میپرسید!

موقع دریافت جواب مرا با خبر کن !
در حال بارگذاری ...